خسروی کردن

لغت نامه دهخدا

خسروی کردن. [ خ ُ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) حکومت کردن. فرمانروایی کردن. سلطنت کردن:
عقل وقتی خسروی می کرد در ملک وجود
باز چون فرهاد عاشق بر لب شیرین اوست.سعدی ( طیبات ).

جمله سازی با خسروی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چیست دون‌طبعی هوای خسروی کردن به‌دهر با نشان خدمت از فرزند حیدر داشتن

فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز