حقیرشمردن مصدری مرکب است که بهصورت حَقیرْ شُمُرْدَن نیز تلفظ میشود. این واژه در مفهوم، به عمل کوچک و خرد پنداشتن دیگری یا چیزی اشاره دارد و بیانگر نگرشی تحقیرآمیز و فرودستانگارانه است. کاربرد این اصطلاح اغلب در حوزههای اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی مشاهده میشود و نشاندهنده بیاعتنایی به شأن و ارزش فرد یا پدیدهای خاص است. در متون ادبی و فرهنگی فارسی، حقیرشمردن با واژههایی هممعنا چون اهانت، استخفاف، استهانت و خوارداشت همراه شده و گاه در تقابل با مفاهیمی چون تکریم و عزتداری قرار میگیرد. این مفهوم علاوهبر بار عاطفی و اخلاقی، در مباحث حقوقی و اجتماعی نیز جایگاه ویژهای دارد و بهعنوان رفتاری ناپسند و گاه آسیبزا شناسایی میشود.
حقیر شمردن
لغت نامه دهخدا
حقیر شمردن. [ ح َ ش ِ / ش ُ م َ / م ُ دَ ] ( مص مرکب ) کوچک و خرد و محقر گمان بردن. کوچک و خرد گرفتن. اندک گرفتن. اهانت. استهانت. استخفاف. تزاهد. ( منتهی الارب ). غمط.
فرهنگ فارسی
اندک گرفتن اهانت
جمله سازی با حقیر شمردن
💡 برای کِبر آثاری است که باعث حقیر شمردن دیگری و برتری بر آن گردد. مانند: مضایقه داشتن از همنشینی با او یا همخوراکی با او یا امتناع در پهلو نشستن با او یا رفاقت با او و انتظار سلام کردن و توقع ایستادن او و پیش افتادن از او در راه رفتن و تقدم بر او در نشستن و بیالتفاتی با او در سخن گفتن و به حقارت با او تکلم کردن و پند و موعظه او را بیوقع دانستن و امثال اینها.