حشاشه

لغت نامه دهخدا

( حشاشة ) حشاشة. [ ح ُ ش َ ] ( ع اِ ) باقی جان. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). رمق. ( السامی فی الاسامی ). بقیه روح در جسد. نفس آخر. باقی جان در مریض و جریح. بقیه جان که در دم مردن مانده باشد. حشاش. ج، حشاشات: جان او که حشاشه مکرمت بوده بر باد دادند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). اگر نه حشاشه مکرمت و بقیه اکارم صاحب عادل... آن را دل بازمیدادی... رقم سواد بر بیاض کشیدن حرام شدی. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

فرهنگ عمید

باقی ماندۀ روح در بیمار یا مجروح، رمق.

فرهنگ فارسی

( اسم ) بقی. روح در بیمار و مجروح.

جمله سازی با حشاشه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بايد همه مردم آگاهانه بريزند توى خيابانها و اين بنيان فاسد را از بين بردارند،چيزى ديگر از آن نمانده است جز يك حشاشه اى، چيز مختصرى، اين هم بايد با همت شمامردم مسلمان با همت ملت ايران بايد اين هم از ميان برداشته بشود تا ما برسيم به يكحكومت اسلامى، به يك حكومت عدل، به يك حكومتى كه منافع شما را، نه حكومت مى تواندبخورد، نه مى تواند به غير بدهد، ما يك همچو حكومتى مى خواهيم، يك حكومت ملى واسلامى، يك جمهورى كه متكى بر راءى خود مردم باشد، مردم آزادانه راءى بدهند.

💡 بايد همه مردم آگاهانه بريزند توى خيابانها و اين بنيان فاسد را از بين بردارند،چيزى ديگر از آن نمانده است جز يك حشاشه اى، چيز مختصرى، اين هم بايد با همت شمامردم مسلمان با همت ملت ايران بايد اين هم از ميان برداشته بشود تا ما برسيم به يكحكومت اسلامى، به يك حكومت عدل، به يك حكومتى كه منافع شما را، نه حكومت مى تواندبخورد، نه مى تواند به غير بدهد، ما يك همچو حكومتى مى خواهيم، يك حكومت ملىواسلامى، يك جمهورى كه متكى بر راءى خود مردم باشد، مردم آزادانه راءى بدهند.

شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز