حسنات. [ ح َ س َ ] ( ع اِ ) نیکوئیها. ج ِ حسنة. اعمال خیر. مقابل سیئات. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ): کشتی حسنات و ثمراتش بدرودی دشوار تو آسان شد و آسان تودشوار ( ؟ ) حلاوت عاجل او را از کسب خیرات و ادخار حسنات باز دارد. ( کلیله و دمنه ). و همت مردمان از تقدیم حسنات قاصر گشته. ( کلیله و دمنه ). و اوقات ایام براستعمال حسنات موقوف گردانیده. ( سندبادنامه ص 32 ).
بر لوح معاصی خط عذری نکشیدیم
پهلوی کبایر حسناتی ننوشتیم.سعدی.- امثال:
حسنات الابرار، سیئات المقربین.
= حسنه
( اسم ) جمع حسنه: کارهای نیک اعمال خیر.
نیکویها اعمال خیر
[ویکی الکتاب] معنی حَسَنَاتِ: جمع حسنه به معنی عملی که مورد رضای خدای سبحان باشد(حسن عبارت است از هر چیزی که بهجت و شادابی آورد و انسان به سوی آن رغبت کند )
ریشه کلمه:
حسن (۱۹۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نیست بر رای تو پوشیده که یک سال مقیم بودهام در وطنی خشک و تهی از حسنات
💡 قال: من قرأ سورة یونس اعطی من الاجر عشر حسنات بعدد من صدّق بیونس و کذّب به و بعدد من غرق مع فرعون.
💡 حسن روی تو عجب تا به چه حد است که هست جرم عشاق تو همچون حسنات ابرار
💡 یکی خراسانی را تفرقه می کند و یکی عراقی را و یکی حجازی را و یکی ترک را، حسنات خویش است که تفرفه می کند و چون از آن فارغ شود هیچ از حسنات او باو نماند.
💡 ظاهر تفسير ((القرآن و العقل )) دلالت بر آن دارد كه حسنات مختص به نمازهاى يومّيهنمى شود.
💡 ((دوست داشتن اهل بيت:، باعث تكفير(پوشاندن ) گناهان و مضاعف شدن حسنات مى گردد)).