لغت نامه دهخدا
تیره چهر. [ رَ / رِ چ ِ ] ( ص مرکب ) مخفف تیره چهره. سیه روی. سیاه و تاریک:
تو گفتی که اندر شب تیره چهر
ستاره همی برفشاند سپهر.فردوسی.رجوع به ماده بعد و تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
تیره چهر. [ رَ / رِ چ ِ ] ( ص مرکب ) مخفف تیره چهره. سیه روی. سیاه و تاریک:
تو گفتی که اندر شب تیره چهر
ستاره همی برفشاند سپهر.فردوسی.رجوع به ماده بعد و تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
مخفف تیره چهره سیه روی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر بر میان زد به دو نیم کرد دل تیره چهران پُر از بیم کرد
💡 که روشن بدی در شب تیره چهر چوناهید رخشان شدی بر سپهر