تونه

لغت نامه دهخدا

تونه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ ) چله جولاهگان باشد و آن تاری است که از پهنای کار جولاهگان زیاد آید. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ریشه و طراز. ( ناظم الاطباء ). || تونک. رجوع به تونک و تونق شود.

فرهنگ فارسی

چله جولاهگان باشد و آن تاری است که از پهنای کار جولاهگان زیاد آید تونک

دانشنامه عمومی

تونه شهری در شهرستان فارا در استان باله در بورکینافاسوی جنوبی است و جمعیت آن ۲۵۳۶ نفر است.

جمله سازی با تونه

💡 رود فوتاماتا (به ژاپنی: 二俣川) در استان چیبا، ایچیکاوا، چیبا و فوناباشی، چیبا جریان دارد. این رود ۲٫۰۶۴ کیلومتر طول دارد. این رود معمولی به رود قابل کشتیرانی تونه‌گاوا متصل می‌شود.

💡 تونه (تایباد)، روستایی از توابع بخش میان‌ولایت شهرستان تایباد در استان خراسان رضوی ایران است.

💡 تونه آن دیوی که از «لاحول » باکی باشدت دیو مردم چهره آدم تن ابلیس کار

💡 پس از آن که سازمان ورزشی آموری برگزاری کریتریوم دوفینه را به عهده گرفت، تونه در سال ۲۰۱۰ مسئول برگزاری آن شد.

💡 ور تیغ تونه آب حیاتست از چه رو حالی هر آنکه خورد بدار بقا رسید

💡 گر کمند تونه چون عفو تو شد خصم نواز دست دایم زچه در گردن اعدا دارد

معشوق یعنی چه؟
معشوق یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
همبستر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز