بیت الحرم

لغت نامه دهخدا

بیت الحرم. [ ب َ تُل ْ ح َ رَ ] ( اِخ ) بیت الحرام. بیت العتیق. بیت اﷲ. خانه خدای:
تا بوستان بسال بهشت ارم شود
صحرا زعکس لاله چو بیت الحرم شود.منوچهری.تیغ دودستی زند بر عدوان خدای
همچو پیمبر ز دست بر در بیت الحرم.منوچهری.او جدا کرد آن کسانی را سر از تن بی خلاف
کز جفا بیحرمتی کردند در بیت الحرم.سنایی.نه کبوتر که امان یافت ز تیغ
به ادب خاصه بیت الحرم است.خاقانی.رجوع به ماده قبل و رجوع به ذیل حج شود.

فرهنگ عمید

= بیت اﻟﻠﻪ

فرهنگ فارسی

بیت الحرام. بیت العتیق. بیت الله. خان. خدای.

جمله سازی با بیت الحرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حجاج اگر به کعبه بیت الحرم روند ابروی توست قبله حاجت روای ما

💡 مسلم از سر نبی بیگانه شد باز این بیت الحرم بتخانه شد

💡 یاد باد آن شب که در بیت الحرم خلوتی کردیم با یاران به هم

💡 زندگی از طوف دیگر رستن است خویش را بیت الحرم دانستن است

💡 راز دار و راز ما بیت الحرم سوز ما هم ساز ما بیت الحرم

💡 نه کبوتر که امان یافت ز تیغ به ادب خاصهٔ بیت الحرم است

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز