لغت نامه دهخدا
بی شایبه. [ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + شایبه ) بی شائبه. بی شک و بی ریب. ( ناظم الاطباء ). بی آمیزش چیزی وبی آلودگی. ( آنندراج ). رجوع به شایبه و شائبه شود.
بی شایبه. [ ی ِ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + شایبه ) بی شائبه. بی شک و بی ریب. ( ناظم الاطباء ). بی آمیزش چیزی وبی آلودگی. ( آنندراج ). رجوع به شایبه و شائبه شود.
بی شائبه ٠ بی شک و بی ریب ٠ بی آمیزش چیزی و بی آلودگی ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی شایبه زنگ ازدل دیدار تو بزداید یوسف چو بمصر آید بازار بیاراید
💡 صورت جزوی هر خانه چو ویران گردد نور بی شایبه کثرت اجزا بینی
💡 هر حال که در حسن مودت دل ما داشت باروی تو، بی شایبه روی و ریا بود