لغت نامه دهخدا
بکک. [ب ُ ک ُ ] ( ع ص، اِ ) نوجوانان سخت بدن. || خران بانشاط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
بکک. [ب ُ ک ُ ] ( ع ص، اِ ) نوجوانان سخت بدن. || خران بانشاط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
نوجوانان ٠ سخت بدن ٠ یا خران با نشاط ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طایفه بککی تاکنون مورد مطالعه جدی مردم شناختی قرار نگرفتهاست. در سالهای پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) بخشی از اعضای این طایفه جذب منطقه سیاخ دارنگون و شهر شیراز شدند.
💡 سبوک در دهستان کوهمره سرخی با طبیعتی بسیار زیبا، محل سکونت سه تیره از طایفه بکک می باشد.
💡 در چند سال اخیر متأسفانه درگیریهای طایفه ای در بکک بالا رفته که منجر به کشته شدن چند اهالی بکک شدهاست و باعث نگرانی مردم محل شدهاست، امیدواریم با اصلاح پذیری جوانان از طریق بزرگان دیگر شاهد این چنین حوادثی نباشیم.