بزرگ پا

لغت نامه دهخدا

بزرگ پا. [ ب ُ زُ ] ( ص مرکب ) دارنده پای بزرگ. || در تداول کفاشان، مقابل کوچک پا: شش خط بزرگ پا ( در کفش ). ( یادداشت بخط دهخدا ).

فرهنگ فارسی

دارنده پای بزرگ یا در تداول کفاشان.

جمله سازی با بزرگ پا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم پلید بینی، لنگی بزرگ پای محکم ستبر ساقی زین گرد ساعدی

💡 گفت: رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم فرمود است سجده با هفت عضو بدن تحقق مىيابد، صورت (پيشانى )، دو كف دست، دو سر زانو، دو پا (دو انگشت بزرگ پا.)بنابراين، اگر دست دزد از مچ يا از آرنج قطع شود، ديگر دستى براى او نمى ماند تاهنگام سجده آن را بر زمين گذارد.

💡 و از امام جواد (عليه السلام ) روايت شده كه مراد از مساجد اعضاى هفتگانه بدن آدمى استكه در هنگام سجده بايد روى زمين قرار گيرد و عبارتند از: پيشانى، دو كف دست، دو سرزانو و دو سر انگشتان بزرگ پا، كه روايتش به زودى در بحث روايتى از نظر شماخواهد گذشت ان شاء الله، و همين معنا از سعيد بن جبير و فراء و زجاج نيزنقل شده.

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز