برون زده
مترادفها
رانده شده، بیرون زده، اخراج شده
متضادها
وارد شده، پذیرفته شده
فرهنگستان زبان و ادب
{outcropped} [زمین شناسی] هر سازند یا ساختار زمین شناختی که در سطح زمین پدیدار شده باشد
جمله سازی با برون زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعزم دفع معارض برون زده خیمه پی شکستن اصنام بر کشیده علم
💡 به قهقهیکه ز مینای ما برون زده است هزار رنگ عرق میکند ز ننگ شراب