لغت نامه دهخدا
باقی ماننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که برجای ماند. بازماننده. بازمان. ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
باقی ماننده. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) که برجای ماند. بازماننده. بازمان. ( لغات مصوبه فرهنگستان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آمریکا این سالاد معمولاً به ترکیب مرغ خرد شده و سس مایونز یا سس سالاد اشاره دارد. همانند سالاد تن ماهی و سالاد تخم مرغ، ممکن است این سالاد بر روی کاهو، گوجه فرنگی، آووکادو یا ترکیبی از این مواد سرو شود. همچنین از سالاد مرغ برای مواد پرکننده داخل ساندویچ نیز استفاده میشود و معمولاً این سالاد را از باقی ماننده مرغ و مرغ کنسرو شده تهیه میکنند.