خرد شده

لغت نامه دهخدا

خردشده. [ خ ُ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ریزریزشده. خردشکسته:
شعری چو سیم خردشده باشد
عیوق چون عقیق یمان احمر.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

ریز ریز شده خرد شکسته

جمله سازی با خرد شده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رنگ سیب‌های خرد شده به خاطر قرار گرفتن در معرض هوا قهوه‌ای می‌شود چون مواد فنلیک به دلیل ترکیب با اکسیژن به ملانین تبدیل می‌شوند. ارقام مختلف در گرایش به قهوه‌ای رنگ شدن تفاوت دارند.

💡 ترشی‌های رایج روس، اکراین و بلاروس عبارتند از: چغندر، قارچ، گوجه‌فرنگی، زاواکراوت، خیار،والک، سیر، بادمجان (که معمولاً با هویج خرد شده پر شده‌است)، کاستارد کدو و هندوانه. در این کشورها محصولات باغی مثل شوید، انگورفرنگی سیاه، برگ بو و سیر معمولاً با استفاده از نمک ترشی انداخته شده و در جایی خنک و تاریک نگهداری می‌شوند.

💡 اعراب اسرائیل در حُمُّص نعنا، فلفل قرمز، ماست، جعفری خرد شده و زیره هم می‌ریزند و همراه با نان پیتا گاهی به عنوان غذای اصلی هم سرو می‌کنند.

💡 در مجمع البيان مى گويد: شكسته و پوسيده هر چيزى را (رفات ) مى گويند و اينصيغه، يعنى صيغه فعال بيشتر در هر چيزى كه شكسته و خرد شده باشد به كار مىرود، گفته مى شود خطام و دقاق و تراب.

💡 و اينگونه تعبيرات در مخاصمات و مناظرات بسيار است، پس معناى آيه اين است كه:ابراهيم گفت: (از شاهد حال كه همه خرد شده اند، و تنها بزرگشان سالم مانده، برمى آيد كه اين كار كار همين بت بزرگ باشد)، اين را به آن جهت گفت، تا زمينه براىجمله بعدى فراهم شود كه گفت: (از خودشان بپرسيد...).

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز