لغت نامه دهخدا
یخ ماله. [ ی َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) یخ بازی. یخ لخشک:
سرو روان من که به یخ ماله می رود
صد جان به افت و خیز به دنباله می رود.سیفی ( از آنندراج ).
یخ ماله. [ ی َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) یخ بازی. یخ لخشک:
سرو روان من که به یخ ماله می رود
صد جان به افت و خیز به دنباله می رود.سیفی ( از آنندراج ).
یخ بازی یخ لخشک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از سـوئى ديـگر، نه مال آنها و نه آنچه را اكتساب كردند آنانرا سودى نمى دهد (ما اغنىعنه ماله و ما كسب ) (سوره تبت آيه 2).
💡 فقال هو الشى ء يخرجه الرجل من ماله ان شاء اكثر، و ان شاءاقل على قدر ما يملك
💡 اُو شیرین نه ماله خره: (فارسی: آب شیرین برای الاغ نیست) هر کسی لایق خوبی نیست.
💡 كانت عند الناس حين اسلموا مكاسب من الربوا و مناموال خبيثة، كان الرجل يتعدها من بين يدى ماله فيتصدق بها، فنها هم الله عن ذلك.(87)
💡 و در همان كتاب است كه در معناى آيه (رب انهم عصونى و اتبعوا من لم يزده ماله و ولدهالا خسارا) فرموده: منظور تبعيت از اغنياء است.