لغت نامه دهخدا
گور کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قبر برای مرده ساختن. کندن زمین را تا مرده رادر آن نهند. اجداث. اجتداث. ( تاج المصادر بیهقی ).
گور کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قبر برای مرده ساختن. کندن زمین را تا مرده رادر آن نهند. اجداث. اجتداث. ( تاج المصادر بیهقی ).
💡 کندن گوری که کمتر پیشه بود کی ز فکر و حیله و اندیشه بود