گور کندن
مترادفها
قبر کندن
لغت نامه دهخدا
گور کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) قبر برای مرده ساختن. کندن زمین را تا مرده رادر آن نهند. اجداث. اجتداث. ( تاج المصادر بیهقی ).
جمله سازی با گور کندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کندن گوری که کمتر پیشه بود کی ز فکر و حیله و اندیشه بود
💡 در داستانهای کلاسیک، صحنه گور کندن با جزئیات بسیار تلخی توصیف شده است که شنیدن آن میتواند لرزه بر اندام هر شنوندهای بیندازد.
💡 کارگران در آن منطقه قدیمی، با دقت بسیار زیادی مشغول گور کندن برای مراسم تدفین بودند، چرا که قوانین مذهبی بسیار سختگیرانهای در آنجا وجود داشت.
💡 مفهوم گور کندن در متون عرفانی، اغلب به معنای دفن کردن امیال نفسانی و پاکسازی روح برای رسیدن به مقام والای انسانی و معنوی است.