گنده پیر کابلی

لغت نامه دهخدا

گنده پیر کابلی. [ گ َ دَ / دِ رِ ب ُ ] ( اِخ ) پیر زالی بوده جادوگر و ساحره در کابل. ( برهان ). || ( اِ مرکب ) کنایه از پیر زال ساحره باشد. ( آنندراج ). پیر زال ساحره که کنایت از دنیا باشد:
آوارگی نوشَت شده، خانه فراموشت شده
آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت از دغا.( دیوان شمس ج 1 ص 15 ).

فرهنگ فارسی

پیر زالی بوده جادوگر و ساحره در کابل.

جمله سازی با گنده پیر کابلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فرازش نبرده سوی نشیب مگر این گنده پیر غرچه فریب

💡 که به پهلوی ما فقیری را عمر بگذشته گنده پیری را

💡 حیف باشد بچنین رای و کفایت که تراست گنده پیری بکف آری و هزاران انباز

💡 غرض امروز بلکه فردا نیز ناید آن گنده پیر، از اینجا خیز

💡 پیش از نسیم رفت به منزل، سوار عشق ای عقل گنده پیر، خری در خلاب کش

💡 هست دنیا گنده پیری گوژ پشت صد هزاران شوی هر روزی بکشت

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز