لغت نامه دهخدا
گل میمون. [ گ ُ ل ِ م َ / م ِ مو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلی است که کپسول آن بدو شکاف باز میشود و یکی از گلهای زینتی معمول است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 244 ).
گل میمون. [ گ ُ ل ِ م َ / م ِ مو ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلی است که کپسول آن بدو شکاف باز میشود و یکی از گلهای زینتی معمول است. ( گیاه شناسی گل گلاب ص 244 ).
گلی است که کپسول آن بدو شکاف باز میشود و یکی از گلهای زینتی معمول است.
💡 زلفت بسیه کاری مسند ز قمر سازد هندو نبود چون او هم مقبل و هم میمون
💡 چون طبع تو موزون شد، راه تو از آن سون شد ساعات تو میمون شد، ای دوست سلام علیک
💡 ۱۱. بابون مقدس - یک نوع میمون دمکوتاه از خانوادهٔ میمون بر قدیم است.
💡 فریدون اندرین ایام چون بر گاه میمون شد خجسته باد بر بوالفضل همچون بر فریدون شد
💡 آمد از وی بر هواداران درین میمون سفر آنچه از شیر شکاری بر دل حزم و غنم
💡 غمزه و غنج و دلال آن چه در امکان ره داشت بخت میمون تو برگردن آهوی تو بست