گل سرشو

لغت نامه دهخدا

گل سرشو. [ گ ِ ل ِ س َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گلی که با آن سر شویند:
چون تواند کسی از خاک وطن سر پیچد
خشت خم دختر رز را گل سرشو باشد.محمدقلی سلیم ( از آنندراج ).و رجوع به گل و گل سرشور و گل سرشوی شود.

جمله سازی با گل سرشو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس براى وداع نزد او رفت و گفت: قصد حج دارم شما را حاجتى هست ؟ احمد بن حمدون گفت: مرا حاجتى مهم است و بر تو آسان است چون حج را تمام كردى و به مدينه رفتى وپيغمبر(ص ) را زيارت كردى از من پيام به او برسان و بگو: يارسول الله چه چيز على بن ابى طالب شما را خوش آمد تا آنكه دخترت فاطمه (س ) رابه او تزويج كردى بزرگى شكمش يا باريكى ساق پايش يا بى مويى جلوى سرشو قسم داد او را كه اين پيام مرا برسان.

مونتوبان یعنی چه؟
مونتوبان یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز