لغت نامه دهخدا
کوره درد. [ رَ / رِ دَ ] ( اِ مرکب ) دردی که جای آن و حد آن معلوم صاحب درد نباشد و نتواند از آن عبارت کرد. درد گنگ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دردی نه سخت لیکن ممتد. دردی کم و دائم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوره درد. [ رَ / رِ دَ ] ( اِ مرکب ) دردی که جای آن و حد آن معلوم صاحب درد نباشد و نتواند از آن عبارت کرد. درد گنگ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || دردی نه سخت لیکن ممتد. دردی کم و دائم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
دردی که جای آن و حد آن معلوم صاحب درد نباشد و نتواند از آن عبارت کرد. درد گنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل در میان کوره بسی درد سر کشید تا بهر دفع دردسر آخر گلاب شد
💡 در کوره ی غم ز درد ایشان آتش کشدم سر از گریبان
💡 درد بیعلم تخم در شوره است علم بی درد سنگ در کوره است
💡 کوره ی سینه پرِ آتشِ هجران دارم درد دیرینه ی ما را دمِ آن درمان کو