کمین ساز

لغت نامه دهخدا

کمین ساز. [ ک َ ] ( نف مرکب ) کمین دار. آنکه در کمین نشیند. ( آنندراج ). کمین کننده. ( فرهنگ فارسی معین ). کمین آور:
کمین سازان محنت برنشستند
یزک داران طاقت را شکستند.نظامی.و رجوع به کمین دار و کمین کننده شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کمین کننده.

جمله سازی با کمین ساز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو جادویند کمین ساز روشن و تیره دو زنگیند جهانسوز تیره و روشن

💡 کمین عشرتی دارد اما ساز اشکی‌ کو درین ‌گلشن چو شبنم ‌گل‌ کند مهتاب می‌گردد

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز