لغت نامه دهخدا
کرخ میسان. [ ک َ خ ِ ] ( اِخ ) ناحیه ای است به سواد عراق که استرآباد خوانند و آن غیر از استرآباد طبرستان است. ( از معجم البلدان ). رجوع به کرخای میشان شود. || عمرانی گوید:شهری است به بحرین و فیه نظر. ( از معجم البلدان ).
کرخ میسان. [ ک َ خ ِ ] ( اِخ ) ناحیه ای است به سواد عراق که استرآباد خوانند و آن غیر از استرآباد طبرستان است. ( از معجم البلدان ). رجوع به کرخای میشان شود. || عمرانی گوید:شهری است به بحرین و فیه نظر. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «استاد اردشیر» که بهصورت استاباد اردشیر، اشا، استرآباذ و ایساباد نیز در کتب مورخان اسلامی نوشته شده، شهری در محل شهر باستانی کرخای میشان در کنار رود کارون بود که به دست اردشیر بابکان بنا گردید. طبری نوشته است: «... و استاباد اردشیر که همان کرخ میسان باشد در سواد.» حمزه اصفهانی در باب این شهر مینویسد: «استاباد اردشیر یا استایاد نام شهری است برکناره کارون که آن را کرخ میشان هم گویند.» فعالیت ضرابخانه آن در زمان ساسانیان مخصوصاً دوران خسرو پرویز چشمگیر بود.
💡 پادشاهی میشان یا میسان یا کرخ میشان (تلفظ یونانی: خاراسِن) بنیانگذاری شده توسط یک پادشاه ایرانی به نام هیسپاوسین است. نخستین آشنایی علمی باستان شناسان مربوط به سال ۱۸۱۱ میلادی و بر اثر کشف سکههایی به زبان یونانی بود. آنچه در این سکّهها نظر پژوهشگران را جلب کرد تطابق اسامی پادشاهان حک شده بر این سکهها با نامهای پادشاهانی بود که طبق نوشتههای مورخان باستانی روزگاری بر سرزمین میسان در شمال رأس خلیج فارس حکومت میکردند.