لغت نامه دهخدا
کبوترگیر. [ ک َ ت َ ] ( نف مرکب ) کبوتر گیرنده. زُمَج. ( دهار ).
کبوترگیر. [ ک َ ت َ ] ( نف مرکب ) کبوتر گیرنده. زُمَج. ( دهار ).
کبوتر گیرنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنها بعد از مدتی از هم جدا شده و فیلم به نقطهای میرود که که در دارلینگتن قرار دارد و صحبتهای صاحب خانه جدید را با سر خدمتکار کار بلد خود نشان میدهد. آنها در حال آماده کردن خانه برای ورود همسر مرد آمریکایی هستند. فیلم با صحنه خروج کبوتری که در اتاقی در گوشه عمارت گیر کرده بود و به دست این دو نفر آزاد شد به پایان میرسد.
💡 روبه حیله ساز پر تزویر گربهٔ اسود کبوتر گیر