کاس اب

لغت نامه دهخدا

( کاس آب ) کاس آب. ( اِ مرکب ) ته آب. بقیه آب روان در جوی پس از بستن آن از سرچشمه.

فرهنگ فارسی

( کاس آب ) ( اسم ) بقی. آب روان در جوی پس از بستن آن از سر چشمه ته آب.

جمله سازی با کاس اب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از طنطنه ‌کوس شود کاس فنا پر چندانکه نه‌ کس را خبر از بیش و نه از کم

💡 بخش کاس ۶۶٫۸ کیلومتر مربع مساحت و ۱٬۷۳۵ نفر جمعیت دارد و ۳۳۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 ما می از کاس سعادت خورده‌ایم در ازل چندین صبوحی کرده‌ایم

💡 دور کوریگالزو توسط کوریگالزوی یکم، پادشاه کاسی بابل در قرن ۱۴ پیش از میلاد به وجود آمد و پس از سقوط سلسلهٔ کاسیان بابل رها شد.

💡 رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاس زمانه بر سر ما گو به خون بگردان آس

💡 زیر این کاس مقرنس هیچ دل خرم نشد هیچ وقت این خاک سیر از زاده آدم نشد

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز