لغت نامه دهخدا
پیچیده موی. [ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) مرغول؛ جعد. دارای موی بهم تافته.
پیچیده موی. [ دَ/ دِ ] ( ص مرکب ) مرغول؛ جعد. دارای موی بهم تافته.
( پیچیده مو ی ) ( صفت ) ۱-دارای موی بهم تافته. ۲- مرغول مجعد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موشکافان را کتاب و دفتری در کار نیست مصرع پیچیده موی میان ما را بس است
💡 خسرو اندر میانت پیچیده موی را خم ز مو کمر کرده