لغت نامه دهخدا
پیرمحمد تیموری. [ م ُ ح َم ْ م َ دِ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به پیرمحمدبن جهانگیربن امیرتیمور شود.
پیرمحمد تیموری. [ م ُ ح َم ْ م َ دِ ت َ ] ( اِخ ) رجوع به پیرمحمدبن جهانگیربن امیرتیمور شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کیومرث پیش از به قدرت رسیدن، در زمان حملهٔ تیمور گورکانی به طبرستان در سال ۷۹۴ ه، یکی از قلعههای قلمرو عمویش، ملک طوس، را در دست داشت. در جنگ میان رستم میرزا تیموری و اسکندر شیخی، کیومرث به طرفداری از رستم میرزا قلعه نور را ترک کرد و به خدمت او رسید، ولی رستم میرزا او را دستگیر کرد و به عنوان هدیه نزد اسکندر شیخی فرستاد. اسکندر، که پیشتر با کیومرث اختلاف داشت، او را آزاد کرد و اسب و پولی به او سپرد تا هر جا میخواهد برود. ملک کیومرث برای شکایت از رفتار رستم میرزا نزد برادر او، شاهزاده پیرمحمد، رفت؛ ولی شاهزاده پیرمحمد هم او را در شیراز به زندان انداخت. پس از درگذشت تیمور گورکانی، اوضاع قلمرو تیموریان به هم ریخت و ملک کیومرث با استفاده از فرصت خودش را با لباس مبدل قلندرها به طبرستان رساند. او به شکل یک گدا وارد قلعه نور شد و توانست با کمک اهالی قلعه، قدرت پیشین خود را بازیابد.
💡 مؤسس سلسله تیموریان امیر تیمور گورکانی است که چون در زد و خورد با حاکم سیستان تیری به پای وی اصابت کرد به تیمور لنگ معروف شد. تیمور در عین حال که مردی خونخوار بود مشوق و حامی و سرپرست ارباب علم و هنر نیز شمرده میشود. تیمور در پایان عمر میل داشت که نوه اش پیرمحمد فرزند میرزا جهانگیر جانشین وی شود امااو از پسر عم خود خلیل سلطان شکست خورد و متواری گشت و حکومت به خلیل رسید. خلیل سلطان پادشاهی عاشقپیشه بود و اشعار زیادی در هجر یار سروده.