لغت نامه دهخدا
پیرجوی. ( نف مرکب ) جوینده پیر.
پیرجوی. ( نف مرکب ) جوینده پیر.
جوینده پیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جز جوانی نیست صائب درد پیری را علاج از طبیبان تا به کی جویی ز غفلت چاره را؟