لغت نامه دهخدا
پیانوزن. [ ن ُ زَ ] ( نف مرکب ) نوازنده پیانو. آنکه پیانو را بنوازش آورد.
پیانوزن. [ ن ُ زَ ] ( نف مرکب ) نوازنده پیانو. آنکه پیانو را بنوازش آورد.
( صفت ) آنکه پیانو نوازد پیانیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بعد از پخش دو ترک بهمن و اروس عضو جدیدی به گروه اضافه شد که در ترک سوم با ریف ها و گام های پنتاتونیک در پیانو ظاهری جدید به قطعه (بیداری) داد.
💡 او از شاگردان فرانتس لیست بود و یکی از برجستهترین نوازندگان پیانوی دوران خود محسوب میشد.
💡 سونات پیانو شماره ۱۴ معروف به سونات مهتاب در دو دیِز مینور، اُپوس ۲۷ شمارهٔ ۲، یک سونات پیانو اثر لودویگ فان بتهوون است که در سال ۱۸۰۱ نوشته شده و تا امروز بهعنوان یکی از مشهورترین قطعات پیانو در تاریخ موسیقی مطرح بودهاست.
💡 ورمبل از چهارسالگی پیانو مینواخت. سپس، در شانزدهسالگی، گیتار را بهعنوان ساز حرفهای خود برگزید. او تاکنون چندین آلبوم منتشر کردهاست.
💡 سرگئی یوفروف (روسی: Сергей Владимирович Юферов؛ زادهٔ ۱ ژانویهٔ ۱۸۶۵) آهنگساز، و نوازنده پیانو اهل روسیه است.
💡 در بین کارهای برامس، آثار پیانویی نیز اهمیت زیادی دارد که اکثر آنها در فرم کلاسیک است. در کارنامهٔ وی سه سونات پیانو (بهویژه سونات در فا دیز مینور که در ۱۹ سالگی نوشت)، راپسودیها، فانتزیها، بالادها، والسها و رقصهای مجار، از جمله کارهای برجستهٔ وی است.