لغت نامه دهخدا
پی سبق. [ پ َ / پ ِ س َ ب َ ] ( اِ مرکب ) در تداول مردم گناباد خراسان، درس پیش و دوره را گویند و درمدارس و مکاتب روزهای پنجشنبه آنرا از بر کردندی.
پی سبق. [ پ َ / پ ِ س َ ب َ ] ( اِ مرکب ) در تداول مردم گناباد خراسان، درس پیش و دوره را گویند و درمدارس و مکاتب روزهای پنجشنبه آنرا از بر کردندی.
در تداول مردم گناباد خراسان درس پیش و دوره را گویند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خدایگانی کز خسروان ببرد سبق برای و روی منور به خلق و خلق جمیل
💡 خامسا، عنوان تعليم، گرچه دليل سبق وجود آدم متعلم است، ليكن هرگزدليل پديد آمدن وى از نسل قبلى يا نشانه تحول انواع داروينى نيست. (1138)
💡 چشم آخُربین ببست از بهر حق چشم آخِربین گشاد اندر سبق
💡 آن کرّه که بد سبق ز گردون برده اینک مسکین به پای آخر مرده
💡 اما موضوع اينكه من به گذشته كارى نداشته باشم و عطف به ما سبق نكنم، در اختيار مننيست؛ وظيفه اى است كه خدا به عهده من گذاشته.
💡 سلسله در سلسله میرو بحق چون نخواندستی چه دانی این سبق