پس اندوز

لغت نامه دهخدا

پس اندوز. [ پ َ اَ ] ( ن مف مرکب ) پس اندوخته. پس انداز:
گر ملک فریدونت پس اندوز بود
روزت ز خوشی چو عید نوروز بود
در کار خود ار بخواب غفلت باشی
ترسم که چو بیدار شوی روز بود.
وزیر سلطان طغرل بن ارسلان بن طغرل ( از تاریخ گزیده ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) پس افت پی انداز.

جمله سازی با پس اندوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش ازین نادیده کس روز غم اندوزی چنین بعد ازین هم کس نبیند در جهان روزی چنین!

💡 درس خواندن و علم اندوزی زنان در این دوره تابعی از شرایط اجتماعی و سیاسی خاص آن بوده است.

💡 تو آدمی شوی و نام نیک اندوزی اگر ز خواجه آزادگان در آموزی

💡 روزی که بد از بهر غزا معرکه اندوز فیروز‌تر آن روز بر او بود ز نوروز

💡 تا نهان کردی ز من رخ، یک نفس غایب نشد صورت روی تو از چشم خیال اندوز من

💡 چو شیرین را ز طبع غیرت اندوز شکست اندر دل آن تیر جگر دوز

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز