پرسی کا

لغت نامه دهخدا

پرسی کا. [ پ ِ ] ( اِخ ) نام کتابی از کتزیاس در تاریخ ایران. ( ایران باستان ج 1 ص 73 ).

فرهنگ فارسی

نام کتابی از کنزیاس در تاریخ ایران

فرهنگ اسم ها

اسم: پرسی کا (پسر) (فارسی) (تلفظ: persika) (فارسی: پِرسیکا) (انگلیسی: persika)
معنی: شیر ایرانی

جمله سازی با پرسی کا

💡 دومین نسل شاعران رمانتیک انگلستان شامل لرد بایرون (۱۸۲۴-۱۷۸۸)، پرسی بیش شلی (۱۸۲۲-۱۷۹۲) و جان کیتس (۱۸۲۱-۱۷۹۵) می‌شد.

💡 این اطلاعات بر گرفته از کتاب سفر نامه ژنرال انگلیسی بنام پرسی سایکس تحت عنوان ده هزار مایل در ایران ترجمه حسین سعادت نوری است

💡 هنگامی که پرسی ومادرش سالی به مونتاک رفتن،دوست پرسی گراور می آید و به آنها می گوید که بلافاصله آنجا را ترک کنند.

💡 تسبیح و زهد، ای پارسا، دانم که خوش باشد،ولی گر راست می پرسی ز من زنار خوش می آیدم

💡 تهیه‌کنندهٔ این مجموعه نورما پرسی است که پیش‌تر مجموعه‌های مستند مرگ یوگسلاوی و اسرائیل و عرب‌ها: صلح ناپایدار را تهیه کرده‌است.

💡 ای آنکه پرسی حال من وه چون بود حال کسی کزدیده هر دم بر رخش سد جدول خون بگذرد