پر گستردن

فرهنگ معین

(پَ. گُ تَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - بال گشودن، پرگشادن. ۲ - فروتنی کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- پر گشودن پر گشادن. ۲- فروتنی کردن خضوع کردن خفض جناح.

جمله سازی با پر گستردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و جنب و جوش و سپس منتشر كردنشان در روز براى سعى وعمل، حالش حال همان گستردن سايه و دليل قرار دادن آفتاب بر وجود سايه و گرفتنسايه به وسيله آفتاب به سوى خود مى باشد.

💡 و كلمه نشر كه مصدر كلمه (منشور) است به معناى گستردن و متفرق كردن است.

💡 با عروسان حقایق که نه جن دیده نه انس موسم خطبه و گستردن کابین آمد

💡 به‌حکم عجز ننگ طینت ما بود گیرایی به خاک ما نمی‌خواهد مروت دام‌ گستردن

💡 در لغت، لَفّ به معنای درهم‌پیچیدن و لوله کردن است، و نَشر به معنای باز کردن و گستردن است.

💡 اما حالت دوم که میان پادشاه و رعیت است اینجا عدل و انصاف گستردن است و جور ناکردن و سویت میان رعایا نگاه داشتن تاقوی بر ضعیف ستم نکند و محتشم بر درویش بار ننهد.