پر و پایه

لغت نامه دهخدا

پر و پایه. [ پ َ رُ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) اساس. بنیان.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اساس بنیان.

جمله سازی با پر و پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 که به ظن تقلید و استدلالشان قایمست و جمله پر و بالشان

💡 از حال تذروان پر و بال شکسته آن سرو خرامان چه خبر داشته باشد؟

💡 مرغ کو ناخورده است آب زلال اندر آب شور دارد پر و بال

💡 جان پروانه مسکین ز پی شعله شمع تا نسوزد پر و بالش ز لگن می‌نرود

💡 طیور، گاه پریدن، ز تابش خورشید همی کنند بمنقار آتش از پر و بال

💡 اگر بدام تو آشفته را شکست پر و بال پرد بگرد در و بام تو ببال محبت

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز