فرهنگ عمید
( پرآب وتاب ) با شرح و بسط بسیار، به تفصیل و با اوصاف بسیار.
( پرآب وتاب ) با شرح و بسط بسیار، به تفصیل و با اوصاف بسیار.
( پر آب و تاب ) ( صفت ) با او صاف بسیاربا تفصیل فراوان پر طنطنه: سخن پر آب و تاب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما كار متجاوزان استعمارگر در جنگشان با اسلام از اين هم دردناكتر و خطرناكتر بود. چهاينان دست پروردگان همان مستشرقى و فارغ التحصيلان مكاتب فكرى و مبلغين طرزتفكر و تمدن ايشان را به سرزمينهاى اسلامى ماگسيل داشتند و همه امكانات ارتباط جمعى خود را در اختيار فعاليتهاى ايشان نهادند، و آنانرا با واژه هاى پر آب و تاب و دهان پركنى چون روشنفكران، پيشگامان نهضت، مصلحيناسلام و امثال اينها، در كشورهاى
💡 بی آب نرگس تو و پرتاب سنبلت پر آب و تاب کرد مرا دیده و جگر
💡 چنان برگ گلش پر آب و تاب است که گویی غنچه مینای گلاب است
💡 از صبح تا دو موی نگردیده، آب ده چشمی چو انجم از رخ پر آب و تاب شب