لغت نامه دهخدا
پای در شن. [ دَ ش َ ] ( اِ ) ایوان سلطان و این لفظ هندی است اصطلاح شاهان دهلی. ( غیاث اللغات ).
پای در شن. [ دَ ش َ ] ( اِ ) ایوان سلطان و این لفظ هندی است اصطلاح شاهان دهلی. ( غیاث اللغات ).
ایوان سلطان و این لفظ هندی است شاهان دهلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیگران را گر به کویش پای در گل رفته است در دل سنگ است صائب پای در کویش مرا
💡 ز آب چشمم پای در گل بود آن سرو بلند باز چون بید است بر سر دست کوتاهم دگر
💡 موج دریا سینه بر خاشاک می مالد ز درد رشته سر تا پای در گوهر نهان گردیده است
💡 «هنگامی که نیازهای اصلی و اساسی مردم ایران برآورده بشوند و چهارچوب اقتصاد ایران گسترش یابد، میباید پای در راه تمدن بزرگ بگذاریم و این تغییرات در قانون اساسی راه ما را به سوی تمدن بزرگ هموار میسازد.»
💡 بر پایهٔ روایات کُهن پهلوی، پهلوانی که میتواند ضحاک را یکسره از بین ببرد، گرشاسب، پهلوان افسانهای ایران است که در هزارهٔ چهارم، ضحاک را که بند گسسته و جهان را برآشفتهاست از پای در خواهد انداخت:
💡 فصل ۱۳۷۱ چهل و هفتمین سال فعالیت تیم فوتبال باشگاه استقلال و دومین سال برگزاری لیگ آزادگان بود. استقلال به عنوان نایب قهرمان لیگ فصل گذشته پای در این رقابتها گذاشت و در پایان مسابقات در ردهٔ پنجم جدول ردهبندی لیگ آزادگان قرار گرفت.