هم زیست
مترادفها
همزیستی، با هم زندگی کردن
لغت نامه دهخدا
هم زیست. [ هََ ] ( ص مرکب ) همزی. دو تن که با هم زیست کنند. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
همزی دو تن که با هم زیست کنند
جمله سازی با هم زیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جایزه برابر با ۱۵۰۰۰۰ (صد و پنجاه هزار) یورو ارزش اقتصادی دارد. و هر سال به نوبت به یکی از ۳ عنوان زیر اهدا میشود: علوم عینی- علوم اجتماعی- علوم زیستی یا پزشکی.
💡 که این را ندانم چه خوانند و کیست! نخواهد به سامان در این ملک زیست
💡 در واقع، تعامل بین پروتئینها در هستهٔ تمام دستگاه میاناتمی هر سلول موجود زنده وجود دارد. این تعاملات اخیراً در فناوری نانو زیست مورد مطالعه قرار گرفتهاست.
💡 معشوق منا! بی تو نمییارم زیست درمان وصال تو نمیدانم چیست
💡 در عشق بتان چاره بجز مردن نیست بی مهر بتان نیز نمیشاید زیست
💡 چون غیر ترا نیست حیاتی به یقین آن کس که بجز تو بود چون زیست بگو