لغت نامه دهخدا
نیم پرتو. [ پ َ ت َ / تُو ] ( ص مرکب ) مراد از ماه و اختران که روشنی کم دارند. ( آنندراج ). ماه و ستاره ای که دارای تابش ضعیفی بود. ( ناظم الاطباء ).
نیم پرتو. [ پ َ ت َ / تُو ] ( ص مرکب ) مراد از ماه و اختران که روشنی کم دارند. ( آنندراج ). ماه و ستاره ای که دارای تابش ضعیفی بود. ( ناظم الاطباء ).
( صفت ) ماه و ستاره ای که دارای تابش ضعیف باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چنانچه دو انتهای منطقهٔ اتصال را صیقل دهند، آنگاه یک کاواک لیزری به وجود خواهد آمد. اصولاً این نوع لیزرها را طوری میسازند که با استفاده از ضریب شکست دو جز p و n، کار تشدید پرتو لیزر انجام شود. یکی از نقاط ضعف لیزرهای نیمرسانا همین است، زیرا با تغییر دما، میزان ضریب شکست و به دنبال آن خواص پرتو حاصله، تفاوت خواهد کرد. به همین دلیل لیزرهای دیودی نسبت به تغییرات دما بسیار حساس هستند.