لغت نامه دهخدا
نسیه خر. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ خ َ ] ( نف مرکب ) نسیه بر. که متاعی را به نسیه خرد. که قیمت کالا را بعداً پردازد:
به نسیه میدهدآن را که نسیه خر نبود.سوزنی.
نسیه خر. [ ن َس ْ / ن ِس ْ ی َ / ی ِ خ َ ] ( نف مرکب ) نسیه بر. که متاعی را به نسیه خرد. که قیمت کالا را بعداً پردازد:
به نسیه میدهدآن را که نسیه خر نبود.سوزنی.
نسیه بر. که متاعی را به نسیه خرد. که قیمت کالا را بعدا پردازد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دفتر روزنامه خرید نسیه، برای ثبت اطلاعات خریدهای نسیه.
💡 چو هست نقد میسر وصال دختر رز چرا به نسیه دل خویش کس به حور دهد
💡 امروز اگر فرد شوی مرد خدایی فردا مطلب نسیه،مجو عاشق فردا
💡 کاری نو چو کار عاقلان ساختهایم نقدی به امید نسیه در باختهایم
💡 حمداً لله که من یافته ام نقد وقت منتظر نسیه را هست خیالی عجب
💡 گر بهشت نسیهای دارند وقتی زاهدان ما به نقد از همت پیر مغان آسودهایم