واژه «میخساز» یک ترکیب وصفی در زبان فارسی است که به فردی گفته میشود که حرفه و پیشه او ساختن میخ است و به عنوان یک صنعتگر یا کارگر ماهر در این حوزه شناخته میشود. این واژه از دو جزء «میخ» به معنای ابزار فلزی کوچک برای اتصال و محکم کردن اشیا و «ساز» به معنای سازنده تشکیل شده و در مجموع به کسی اشاره دارد که وظیفه تولید و ساخت میخ را بر عهده دارد. در گذشته، این پیشه یکی از حرفههای مهم در صنایع دستی و فلزکاری به شمار میرفت و افراد میخساز با استفاده از آهن یا فلزات دیگر، انواع میخ را برای کاربردهای ساختمانی و صنعتی تولید میکردند. این شغل نیازمند مهارت در آهنگری و شناخت شکلدهی فلزات بوده و نقش مهمی در تأمین ابزارهای مورد نیاز ساختوساز داشته است. در برخی کاربردهای قدیمی، این واژه علاوه بر معنای اصلی، به سازنده قالب سکه نیز اطلاق میشده است، زیرا در آن حوزه نیز نقش ساخت قالبهای فلزی وجود داشته است. این نشان میدهد که مفهوم این واژه در گذشته گستردهتر بوده و به هر نوع ساخت قطعات فلزی قالبی نیز ارتباط پیدا میکرده است. در زبان امروز، این واژه بیشتر به صورت تاریخی و توصیفی برای اشاره به مشاغل سنتی به کار میرود. میخسازها معمولاً در کارگاههای کوچک و با ابزارهای دستی فعالیت میکردند و محصولات خود را به بازارهای محلی عرضه مینمودند. این حرفه در کنار سایر مشاغل فلزکاری، بخشی از اقتصاد سنتی جوامع قدیم را تشکیل میداد. بنابراین «میخساز» به معنای فردی است که پیشه او ساخت میخ یا در کاربردهای قدیمیتر ساخت قالبهای فلزی مانند قالب سکه بوده و به عنوان یک صنعتگر فلزکار شناخته میشود.
میخ ساز
لغت نامه دهخدا
میخ ساز. ( نف مرکب ) میخ سازنده. که میخ را بسازد. که میخ درست کند. که ساختن میخ پیشه دارد. ( از یادداشت مؤلف ). || سازنده قالب سکه.
میخ ساز. ( اِخ ) نام پنج آبادی به نام نیجو، کوه، میر، کلاکندلوس، گیل کلا، پی ده از دهستان زانوس رستاق کجور شهرستان نوشهر است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ). رجوع به هر یک از پنج آبادی نامبرده شود.
فرهنگ فارسی
نام پنج آبادی به نام نیجو - کوه میر کلاکندلوس - گیل کلا - پی ده از دهستان زانوس رستاق کجور شهرستان نوشهر است.