موزه گیر
لغت نامه دهخدا
موزه گیر. [ زَ / زِ ] ( نف مرکب ) اسبی که دندان می گیرد و می گزد سوار خود را. ( ناظم الاطباء ). اسب گزنده مر سوار خود را. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
اسبی که دندان می گیرد و می گزد سوار خود را.
جمله سازی با موزه گیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در این موزه غرفههایی برای بیش از ۷۰۰ قطعه انواع ابزار، اشیاء و اموال فرهنگی و وسایل مردمشناسی که مورد استفاده مردم منطقه و استانهای شمالی ایران بوده، اختصاص یافتهاست. علاوه بر غرفههای ذکر شده، فضای داخلی، یک خانه سنتی شمالی با چیدمان کاملاً قدیمی است و وسایلی نظیر قابلمه گلی، کف گیر، ماهی شور و همچنین کوره آهنگری با دم چرمی قدیمی و دستگاه چادر شب بافی (پاچال) را در معرض دید بازدیدکنندگان قرار میدهد.