لغت نامه دهخدا
محشر کردن. [ م َ ش َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) شور و غوغا برپا کردن. || کاری شگفت و جالب توجه کردن، چنانکه خطیبی در سخنوری یا شاعری در سخنرانی یا هنرمندی در هنرنمائی و جز آن.
محشر کردن. [ م َ ش َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) شور و غوغا برپا کردن. || کاری شگفت و جالب توجه کردن، چنانکه خطیبی در سخنوری یا شاعری در سخنرانی یا هنرمندی در هنرنمائی و جز آن.
شور و غوغا بر پا کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو از بیم حساب امروز خود را می کنی فردا وگرنه هر نفس را صبح محشر می توان کردن