لب برگردان

لغت نامه دهخدا

لب برگردان. [ ل َ ب َ گ َ ] ( ن مف مرکب ) جامه که گریبان آن به طرف وحشی تا شود.

فرهنگ فارسی

جامه ای که گریبان آن بطرف خارج تاشود.

جمله سازی با لب برگردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرمود: اگر بگويم عمل مى كنى ؟ گفت: آرى، فرمود: آنچه ازمال مردم نزد تو هست و صاحبانش را مى شناسى به آن ها برگردان و آنچه كه صاحبانشرا نمى شناسى از طرف آنها صدقه بده، من درمقابل اين كار بهشت را براى تو ضمانت مى كنم !

💡 چو از خون در برگردان ببندد عیبه جوشن چو از تف در سر مردان بتفسد بیضه مغفر

💡 نثر برگردان تاریخ قم بسیار ساده و روان است و اگر چه دارای واژه‌ها و اشعار عربی است ولی مطالب تاریخ بسیار صریح و روشن است.

💡 می رسد دلدار رومن‌عمریست‌ازخودرفته‌ام بک نگاه واپسین ای شوق برگردان مرا

💡 - برگردان ماه ملک بهار؛ شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵ (خورشیدی) (عنوان اصلی: Istanbul And Civilization Of The Ottoman)

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز