لغت نامه دهخدا
فیروزرای. ( ص مرکب ) آنکه فکرش بر دیگران برتری دارد. آنکه دیگران از او اطاعت کنند:
چه فرمایدم شاه فیروزرای
که فرمان فرمانده آرم بجای.نظامی.
فیروزرای. ( ص مرکب ) آنکه فکرش بر دیگران برتری دارد. آنکه دیگران از او اطاعت کنند:
چه فرمایدم شاه فیروزرای
که فرمان فرمانده آرم بجای.نظامی.
پیروزمند پیروز گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لشکر منصور رایات همایون تو گشت دایم از فتح و ظفر بر دشمنان فیروز باد