غمین گشتن

لغت نامه دهخدا

غمین گشتن. [ غ َ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) غمناک شدن. اندوهگین شدن. غمگین گشتن:
غمین گشت رستم ببازید چنگ
گرفت آن سر و یال جنگی پلنگ.فردوسی.بدانست سرخه که پایاب اوی
ندارد غمین گشت و پیچید روی.فردوسی.دو هفته همی گشت با یوز و باز
غمین گشت از رنج و راه دراز.فردوسی.

جمله سازی با غمین گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 غمین مباش چو شبنم ز آب گشتن دل که عینک نظر آفتاب خواهد بود

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز