لغت نامه دهخدا
غزان خان. [ غ َ ] ( اِخ ) همان غازان خان است. رجوع به غازان خان و فهرست تاریخ گزیده چ انگلستان شود.
غزان خان. [ غ َ ] ( اِخ ) همان غازان خان است. رجوع به غازان خان و فهرست تاریخ گزیده چ انگلستان شود.
همان غازان خان است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با مرگ سلطان سنجر در ۵۵۲ هجری، برادر زادهاش، سلیمانشاه، بار دیگر به شاه غازی پناهنده شد. شاه غازی او را در ری به تخت نشاند. محمود خان، جانشین سنجر، وقتی متوجه عدم حضور شاه غازی در طبرستان شد، همراه با «مؤید آیابه» به قلمرو او حمله کرد و در کوسان پایگاهی ایجاد نمود. شاه غازی «قارن» را همراه چهارصد غلام و پانصد باوند شبانه به مقابل او فرستاد و «شرفالملوک حسن» را به مهروان اعزام کرد تا از فرار آنها جلوگیری کند. آنها لشکریان محمود خان را شکست دادند و محمود خان به خراسان بازگشت. در همان سال محمود خان همراه مؤید آیابه و امیر ایتاق به طبرستان حمله کرد و خرابیهایی به وجود آورد که رستم شاه غازی با پرداخت خراج با او صلح نمود. در ۵۵۶ میان شاه غازی و «یغمر خان» نزاعی درگرفت که یغمر خان به غزان پناه جست. شاه غازی گریخت و یغمر گرگان را به یغما برد. در ۵۵۸ شاه غازی برای بازپسگیری قومس و بسطام به تنکز، نایب مؤید آیابه، حمله کرد و شکست خورد. سال بعد لشکری به فرماندهی سابقالدین قزوینی را برای فتح همان نواحی فرستاد و این بار موفق شد.