طبق آیات قرآن کریم، علاقه به انعام و دیگر مواهب مادیای چون کشاورزی و تمایلات نفسانی، به عنوان زینتی برای زندگی دنیوی مردم آراسته شده است. این امور، در حقیقت متاع و سرمایهای موقتی برای گذران زندگی فانی دنیا هستند. برخی از کافران به سبب انقطاع از آخرت و اشتغال کامل به دنیا، این وسایل را غایت اصلی پنداشته و گمان میکنند که مال و اولاد میتواند آنان را از خداوند بینیاز کند، در حالی که این نگرش، ناشی از فریبخوردگی در برابر لذایذ زودگذر و مشتبهشدن امر وسیله با هدف است. حقیقت آن است که زندگی دنیا و نعمات آن، تنها مقدمهای برای رسیدن به پاداشهای پایدار و مقام رضوان الهی در آخرت است.
این گرایش فطری به امور مادی، خود از سوی خداوند در نهاد انسان نهاده شده تا بقا و تداوم زندگی زمینی او ممکن گردد. اگر این میل و کشش طبیعی در انسان وجود نداشت، هیچکس به تولیدمثل، زراعت و دیگر شئون زندگی دنیوی نمیپرداخت و بشر از صفحه زمین محو میشد. این حکمت الهی بدین جهت است که انسان، مدت معینی را در زمین سپری کند و از متاع آن بهره گیرد تا بتواند آنچه را برای زندگی ابدی خود نیاز دارد، فراهم آورد. بنابراین، این علاقه و محبت، در اصل برای آن تقدیر شده که انسان به دنیا بهعنوان وسیلهای برای آخرت بنگرد، نه اینکه آن را مستقل و غایی بپندارد و راه را بهجای مقصد بگیرد.
اما گروهی از روی غفلت و بیخبری، همین اسباب و نعمتهای ظاهری الهی را که باید مقدمه تقرب به پروردگار باشد، اموری مستقل و محبوب بالذات شمردند. آنان پنداشتند که ثروت و فرزند میتواند جایگاه خداوند را در زندگیشان بگیرد و آنان را بینیاز کند. در نتیجه، دنیایی که میبایست وسیلهای برای نیل به نعمتهای اخروی و رضایت الهی باشد، به سبب این انحراف فکری، به نقمت و عذابی برای آنان تبدیل شد. آنچه برای مؤمن وسیله تقرب است، برای غافل وسیله عذاب میگردد.