عقاب افکن

لغت نامه دهخدا

عقاب افکن. [ ع ُ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) عقاب افکننده. آنکه یا آنچه عقاب را بیندازد:
ز پرهای تیر عقاب افکنش
عقابان فزونند پیرامنش.نظامی.بسی خون گرو کرده در گردنش
عقابین چنگ عقاب افکنش.نظامی.|| کنایه از حلقه بگوش یعنی مطیع و غلام، چه عقاب بمعنی رشته است که در سوراخ گوش کشند برای انداختن حلقه. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). رجوع به عقاب شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آن که عقاب را بیندازد ( تیر و مانند آن ). ۲ - غلام حلقه به گوش مطیع.

جمله سازی با عقاب افکن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فرانسه شش فروند هواپیما از مدلهای: پاتز ۸، بمب افکن دو نفره برگه ۱۴ و آموزشی اسپاد ۴۲ با نظارت ژنرال امان‌الله میرزا جهانبانی خریداری شد. هواپیماها در ۴ بهمن ۱۳۰۲ با دو خلبان بنام Berhault و Gérard و دو مکانیک بنام Banel و Sigann به بندر بوشهر رسید اما پس از مونتاژ، یک هواپیما در تست پرواز آسیب دید. از پنج هواپیما باقی‌مانده ۴ فروند با کامیون به تهران منتقل شد و یک هواپیما توسط خلبان Berhault به تهران پرواز کرد. هواپیماها بنام‌های: تقدیر، عقاب، شاهین، هما، سیمرغ نامگذاری شدند.

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز