لغت نامه دهخدا
شقاقی بالا. [ ش َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طارم بالا از بخش سیردان شهرستان زنجان. سکنه آن 108 تن. آب از رودخانه زاجکان است. محصول عمده غله و پنبه و لبنیات میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
شقاقی بالا. [ ش َ ی ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طارم بالا از بخش سیردان شهرستان زنجان. سکنه آن 108 تن. آب از رودخانه زاجکان است. محصول عمده غله و پنبه و لبنیات میباشد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبرد بعدی در سمیرم اتفاق افتاد، ستون نظامی ای که به رهبری سرهنگ حسنعلی شقاقی و به درخواست سپهبد شاهبختی به سمیرم اعزام شده بودند، علیرغم میل شقاقی، با دستور از بالا وادار به جنگ با قشقاییها و متحدان بویر احمدی شان شدند، جنگی که نتیجهاش شکست سنگین نیروهای دولتی بود.