شذ و ندر
مترادفها
کمیاب، نادر، یگانه، بیهمتا
متضادها
فراوانی، کثرت، معمول، عادی
لغت نامه دهخدا
شذ و ندر. [ ش َذْ ذَ وَ ن َ دَ ] ( ع جمله فعلیه عطفی ) کمیاب و نادر است. شاذ و نادر است. دیریاب و کمیاب است: الاّ ما شَذّ و نَدَر؛ مگر بندرت. رجوع به شاذ شود.
جمله سازی با شذ و ندر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به سینه نارسیده بگذرد و ندر جگر شیند خدنگی با کمان کان ترک تیرانداز پیوندد
💡 مجمر آسا عارض خوبان فروزان و ندر آن جای عود از خط مشکین عنبر تر داشتند
💡 و ندر دلش آرام نی وز مهر بر جانش رقم
💡 روز بازار فنا گرم شود و ندر وی تیغ دلّال بود،نرخ سرارزان باشد
💡 هر شب هلال عید ز ابروی یار بین و ندر هلال جام ز می آفتاب خواه
💡 اتفاقات و حوادثی که در این منطقه خاص رخ دادهاند، از نظر تاریخی بسیار شذ و ندر بوده و کمتر ممکن است در طول قرنها تکرار شوند.
💡 یافتن چنین آثار باستانی و ارزشمندی در این شرایط دشوار، واقعاً موضوعی شذ و ندر است که نیازمند دقت و دانش بسیار بالای باستانشناسان میباشد.
💡 برخورد او با این موقعیت سخت و دشوار، از نظر اخلاقی و انسانی یک نمونه شذ و ندر بود که همه حاضران را در برابر خود مبهوت کرد.