نادرخشنده

متضادها

درخشان، تابان، فروزان

لغت نامه دهخدا

نادرخشنده. [ دُ / دِرَ ش َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نادرخشان. که درخشنده و تابناک نیست. مقابل درخشنده. رجوع به درخشنده شود.

جمله سازی با نادرخشنده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از گذشت سال‌ها، سنگ‌های قیمتی که زمانی بسیار درخشان بودند، اکنون به دلیل عدم نگهداری مناسب، ظاهری مات و نادرخشنده پیدا کرده‌اند.

💡 آسمان در آن شب ابری و تاریک، بسیار نادرخشنده بود و حتی کوچک‌ترین ستاره‌ای هم توانایی درخشش در میان آن ابرها را نداشت.

💡 او با لباسی بسیار ساده و با نگاهی نادرخشنده وارد اتاق شد، اما حضور پرقدرت او باعث شد که همه نگاه‌ها به سمت او بچرخد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران