لغت نامه دهخدا
سندان دلی. [ س ِ دِ ] ( حامص مرکب ) سخت دلی. آهن دلی. مقابل نرم دلی:
بسندان دلی روی درهم مکش
بتندی فرامش مکن وقت خوش.سعدی.
سندان دلی. [ س ِ دِ ] ( حامص مرکب ) سخت دلی. آهن دلی. مقابل نرم دلی:
بسندان دلی روی درهم مکش
بتندی فرامش مکن وقت خوش.سعدی.
سخت دلی. آهن دلی. مقابل نرم دلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرنیان بودی به نرمی پیکرشگر پرنیان با همه نرمی دلی چون سخت سندان داشتی
💡 دلی که در بر سیمینش سخت چون سندان ز تف روزه برافروختست چون اخگر
💡 تو دانی که تا یک نفس بیتو باشم دلی باید از سنگ و جانی ز سندان